تبليغاتX
نوشته های خط خطی

نوشته های خط خطی

دهانم از حرف پر است، اما با دهان ِ پر كه نمي شود حرف زد...

پر پر می زنم

تا در میان ِ آغوش ِ گرمت

آرام گیرم .... !!

نوشته شده در شنبه 21 اسفند1389ساعت 15:54 توسط ^ مریم بانو ^|

...... اگر بیایی

جشن می گیرند سر انگشتانم ..!!

موهایت

گردن ات

گونه ات ؛ تن ات

نوشته شده در چهارشنبه 18 اسفند1389ساعت 10:18 توسط ^ مریم بانو ^|

دستت را به من بده از آتش بگذریم ....

                     آنان که سوختند ، همه تنها بودند

نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 15:15 توسط ^ مریم بانو ^|

از تمام ِ بودنی ها

تو یکی از آن ِ من باش

که غیر از با تو بودن ؛

دلم آرزو ندارد !!

نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 15:5 توسط ^ مریم بانو ^|

نمی‌دانم از دل‌تنگی عاشق‌ترم
یا از عاشقی
دل‌تنگ‌تر!
فقط می‌دانم
در آغوش منی
بی آن‌که باشی
و رفته‌ای
بی آن‌که نباشی.

عيد امسال هم
می‌توانم تنهايی سوت بزنم
همين که بدانم هستی
آسمان را پر از پرنده می‌بينم.
لبخند يادت نرود!

تشنه‌ام
و تو نیستی.
مثل آب باران
گودی کمرم را
با نوازش دست‌هات
پر می‌کنم
تا از خشک‌سالی نبودنت
زنده برهم.
دست‌هات مال کمر من؟

از اين تنهايی هزارساله
خسته‌ام
از بس تنهايی غذا خورده‌ام
تا لقمه‌ای نان به دهن می‌گذارم
باران شروع می‌شود
و من چتر ندارم
تو را دارم.

می‌دانی؟
می‌دانی چرا بند نمی‌آيد
اين باران؟
خدا از خجالت آب شده.


عباس معروفی
نوشته شده در دوشنبه 9 اسفند1389ساعت 15:38 توسط ^ مریم بانو ^|

بيا !!

...

هنوز كلي بوسه به تو بدهكارم

نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند1389ساعت 15:34 توسط ^ مریم بانو ^|

چه خوشبختم من

که دستان من 

بوي تو مي دهد هنوز...!!

نوشته شده در چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 13:53 توسط ^ مریم بانو ^|

- در چه حالی؟

+ دوست‌داشتن ِ تو

 

{از اینجا}

نوشته شده در چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 13:50 توسط ^ مریم بانو ^|

اندازه پنج دقیقه..

نه بیشتر

دلم می خواست بغلت کنم. محکم...

نوشته شده در چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 13:49 توسط ^ مریم بانو ^|

حرفهایم یا با توست یا برای تو

غیر از آن هر چه هست٬ نیست !

(از اینجا}

نوشته شده در چهارشنبه 4 اسفند1389ساعت 13:47 توسط ^ مریم بانو ^|

Design By : Night Melody