× ته مانده ای از تو ×
یه روزی
سر ِ یه چیزی
از روی جوونی و نفهمی و خامی
لجم دراومد
..تو./~ + *تو..» لجم رو درآوردی
بعد دیگه کندمش انداختمتش دور
دیگه چیزی واسه دراومدن نمونده
نه لجم درمیاد
نه حرصم می گیره
نه عصبانی می شم
نه نفرتم به جوش میاد
نه احساساتم به نوسان میوفته
نه هیچی ِ دیگه
نه...
...
می گن دندونی که کرم خوردتش رو باید انداخت دور
هی ..تو./~ + *تو..»
پس سلام کن به سطل زباله !
من نگرانتم
..تو./~ + *تو..» هنوز جوونی
خسته می شی این همه زحمت می کشی
هی می ری
هی میای
هی مجبور می شی با این و اون سلام چطوری کنی
هی دستات رو تکون می دی
هی هیکلت رو به صورت موزون جا به جا می کنی
هی صدات رو بالا می بری، بلند بلند صحبت می کنی
که شاید دیده بشی
هی ..تو./~ + *تو..»
بسه دیگه
بی خیال شو
..تو./~ + *تو..»
سرشار از استعدادی
برو بده یکی اینا رو واسه ات اکتشاف و استخراج کنه
به نفعته !
...
..تو./~ + *تو..»
فقط روز به روز
بیشتر
با ارزش افزوده ای منفی ناکانه [!]
بیشتر از دست رفتی
سُر خوردی
سقوط کردی
تموم شدی
دیگه اینجا هیچی نیست !
...
دوست دارم یه روزی
یه جایی
یه پری بیاد سراغم
یه پری ِ خوشگل و مهربون
از اونایی که به راحتی آرزوی آدم رو می پرسه و برآورده می کنه
ازم بپرسه:
دخترکوچولوی من، چه آرزویی داری؟
بهم بگو، منم تا 3 بشمُری واسه ات برآورده اش می کنم!
منم آرزوم رو بهش بگم
بگم:
دلم می خواد یکی رو از دو دنیا محو کنی
بعد بگم 1 2 3 ... 1 2 3 ...
اونم یهو »:تو:« رو کَت بسته برام بیاره
[ آخ چه توهمـــــــــــــــی ! ]
منم سرت رو بکوبم به دیوار
به سقف
میله ی کنار ِ کارگاه
سکوی کنار ِ کتابخونه
پله های ورودی سلف
کله ات خونی و مالی بشه
بعد چشمات رو با سیخ ِ داغ دربیارم
زبونت رو با انبر بگیرم، از حلقومت بکِشم بیرون
گوشات رو با چاقو پخ پخ کنم
ناخونات رو بکِشم تا دیگه روحم رو پنجول نکشی
دندونات رو یکی در میون بکِشم
که وقتی من رو می بینی نتونی نیشت رو تا بناگوش باز کنی
دستات رو اره کنم که نتونی من رو نشون بدی
بعدش که همه ی این کارها رو کردم
بشینم کُنج ِ دیوار
همین جوری به »:تو:« ی مفلوک ِ بیچاره ی بدبخت نگاه کنم
آخ که چه کیفی می ده
بعد هی داد بزنم
هوــــــــــــی سیب زمینی ... !
من از تو ی بی رگ خیلی بدم میاد
بیشتر از اون قدری که تو از من خوشت میاد !
پ.ن1 : از شخصیت ِ کاغذی که هر کی هر چی می خواد روش می نویسه
خوشم نمیاد!
تا کی می خوای روت یادگاری بنویسن؟!
پ.ن2: ما اصلا دوست نداریم راجع به هیچ تو یی بنویسیم
چون از تبعات ِ بعدی ِ ممکنه ، خوشمان نمی آید
پس مجبورمون نکنید !












