...عجیب و غریب اما نزدیک و باورکردنی...

تمام نوشته هایم را خودم هم که کامل و خوب بخوانم کافیست
نوشته هایم چیزهایی را نشانم می دهند که در ضمیر ناخودآگاهم جاریست
قبل تر ها خواب ِ خوانده شدن توسط ِ آدمی می دیدم ، همچون خیابان رویای رد شدن ِ رهگذری می دیدم
چشمانم خسته از انتظار ، حوصله ام سر رفته از تفسیر ، خواب و رویایم را کسی خوب نکرده است تعبیر
هی داد که آهای مردم شهر سیب دارم ، سیب سرخ ِ عاشقی در جیب دارم
ناگهان دیدم سیبم را کسی گاز زده است ، جای دندان روی سیب ِ سرخ ِ نازم مانده است
آدمی ، رهگذری از همین مردم شهر در غفلتم آمده است ، نه ردی و نه نشانی مریم باز بد آورده است
.
روی گرد و غبار شیشه شکلک کشیدم،پرده را از آینه پایین کشیدم
پنجره را کامل گشودم ، از هوای خاکستری شهرم اکسیژن کشیدم
پشت حوصله نور دراز شدم و چُرتی کشیدم ، در خیال ِ غرق شده ام طرحی کشیدم
نگاهم از اعتماد و خوب دیدن لبریز شد ، باز روحم جان گرفت و از محبت سرریز شد
جانماز و تسبیح ِ گم شده ام پیدا شد ، خدا قهقه ای زد و شیطان کور و کم پیدا شد!
شبی طوفانی گویی جنگی به پا شد ، باد زوزه می کشید گویی هنگی به راه شد
شیطان که داشت از شدت ِ خشم می سوخت تنم را در آغوش کشید
سخت مرا در بغل ِ خویش گرفت ، روحم را به ته خاکستری ِ آتیش کشید
در تلاطم این کابوس ِ شوم دست و پا می زدم ، روی ثانیه ها انگار یکی یکی در جا می زدم
تا اینکه سحر در زد و صبح بیدار شد ، گویی مریم بار دیگر به دنیا آمده ، گریان شد!
به سجده افتاد و از خودش سخت نالان شد ، چیزی در برش گرفت و عجیب آرام شد!
.
نه نفرتی مانده است و نه محبت ِ خانه خراب کنی ، نه کینه ای ،
نه دلخوری ای و نه خواستن ِ بچه گانه ای
محبتی برهنه ، شوری عریان برای زیستن ِ خدا شده ام روی زمین ،
برای دیده نشدن ، روحم را وسعت می دهم تا اثیری شوم، همین!
کافیست مرا که ساده احساس شوم کمی آرام ،
هم قد ِ خدا ، مثل ِ خودش نبودنی پر از حضوری مانا
پ.ن :
ساده بیا دست ِ من رو بگیرو
ساده نگیر این همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز می تونی
پای همه سادگیات بمونی
خسته نشو اگه تموم راه ها
پیش تو و سادگیات بسته شن
طاقت بیار اگه همه آدم ها
از اینکه پا به پات بیان خسته شن
آخر خط جاده های خسته
بگو چقدر راه نرفته مونده
پشت دلت وقتی به خون نشسته
چند تا ترانه است که کسی نخونده
دووم بیار خسته نشو از سفر
تنهاییت هم بذار روی دوشت ببر
ترانه باش اون وره آخره خط
به نقطه می رسیدی و سر خط


